صفحات آرشیو در فروم‌ها

گاهی پیش می‌آید که به دنبال موضوعی می‌گردی و به مطلبی می‌رسی که در آرشیو یک فروم است. معمولاً صفحات آرشیوی در فروم‌ها طراحی زیبایی ندارند و نمی‌توان به راحتی آن‌ها را خواند. به خواندن ادامه دهید

۵ راه تباه کردن شغل برنامه‌نویسی

کار من به تازگی بعد از چند سال دوباره روبراه شده. این مدت خیلی بد بود، خیلی بد. اما با نگاه به گذشته می‌توانم دلایل این اتفاق را کاملاً شفاف ببینم در حالی که در آن زمان این طور نبود. این لیست دلایلم است: به خواندن ادامه دهید

آیا اسکار سیاسی است؟

زمانی جیرانی در برنامه هفت از نادر طالب‌زاده پرسید که به نظر شما اسکار سیاسی هست یا نه؟
طالب‌زاده جواب داد که این طور نیست که هر فیلمی بتواند اسکار بگیرد. باید فیلم در سطح اول سینمای هالیوود باشد (مثلا در ده تا فیلم اول). اما ممکن است به دلایل سیاسی جای فیلم اول و سوم عوض شود.

به خواندن ادامه دهید

پس کجاست؟

قیصر امین پورپس کجاست؟
چند بار
خرت و پرت های کیف باد کرده را
زیر و رو کنم:
پوشه مدارک اداری و گزارش اضافه کار و کسر کار
کارت های اعتبار
کارت های دعوت عروسی و عزا
قبض های آب و برق و غیره و کذا
برگه حقوق و بیمه و جریمه و مساعده
رونوشت بخشنامه های طبق قاعده
نامه های رسمی و تعارفی
نامه های مستقیم و محرمانه ی معرفی
برگه ی رسید قسط های وام
قسط های تا همیشه ناتمام …
پس کجاست؟
چند بار
جیب های پاره پوره را
پشت و رو کنم:
چند تا بلیط تا شده
چند اسکناس کهنه و مچاله
چند سکه ی سیاه
صورت خرید خواروبار
صورت خرید جنس های خانگی …
پس کجاست؟
یادداشت های درد جاودانگی؟

قیصر امین پور
امروز سالروز تولدش است.

دروغ

چند روز پیش بنده خدایی خواهشی کرد در این حدود که با کارت عابربانک مبلغی برایم جابجا کن و وجه را نقد بگیر. من با یک حساب سرانگشتی که بعداً فهمیدم اشتباه بوده به نظرم آمد که حساب و کتابم مشکل پیدا می‌کند و گفتم امکانش نیست. در حالی که امکانش بود و من فقط به خاطر حساب و کتابم این را گفته بودم. به خواندن ادامه دهید

همه چیز در آمریکا عالی است!!

در مورد تعصب در جلساتی گفته بودم قبلاً، این جلسات ادامه یافت. اما در ادامه این جلسات نکات دیگری بر ما متعصبین خشک مغز مشکوف شد که تا به حال نشده بود.

موضوعی مطرح شد که مثلاً در آمریکا در مورد مارکس از لحاظ روان‌شناختی تحقیقاتی انجام شده و به این نتیجه رسیده‌اند که ایشان به فلان سندرم روانی دچار بوده‌اند که نتیجه‌اش شده مارکسیسم، یا حداقل این سندرم موجب گرایش به چنین ایسمی شده.

من گفتم البته چون شخص خاصی مطرح است این احتمال وجود دارد که این تحقیق جهت‌دار بوده باشد که ناگهان دوستان برآشفتند که این چه حرفی است و چه سخن سخیفی و . . . در ینگه دنیا وقتی بحثی در فضای آکادمیک مطرح شد مطلقاً آکادمیک است و هیچ اگر و امایی برنمی‌تابد. عجب!!! به خواندن ادامه دهید

تعصب؟!!

در جمعی از دوستان جدید و قدیم با تفکرات متفاوت، پیشنهاد شد که طی جلسه‌ای منظم به مطالعه کتابی بپردازیم. دو کتاب قرآن و مثنوی مورد نظر جمع بود و قرار شد بررسی کنیم که کدام را مطالعه کنیم.
طرفداران مثنوی، استدلاتی کردند و طرفداران قرآن نیز. اتفاقاً این استدلالها بسیار مشابه بودند و این را هر دو طرف اذعان داشتند. هر دلیلی که گروهی بیان می‌کرد، گروه دیگر نیز آن را برای کتاب مورد نظر خود بیان می‌داشت. به خواندن ادامه دهید

دلیل

من هم در فضای سایبر و هم رودررو، زیاد صحبت کرده ام با سبزها، اما تا به حال از ایشان برای این همه آشوب و بلوا «دلیل» نشنیده‌ام. حداکثر و خوش بینانه اش چند تا تحلیل بوده، که بر اساس چند تا شاید و امای دیگر به یک نتیجه دلخواه آنان رسیده.
بر اساس چنین چیزی راهپیمایی و آتش سوزی و …
و قانون کجاست این وسط؟
عزیز؛ می خواهی حکم بدهی، می خواهی اردوکشی خیابانی به راه بیندازی (که علی القاعده درگیری دارد)، چطور بدون دلیل و بر اساس تحلیل چنین کاری می کنی؟

در اثر همین تحلیل هایی که از اتاق فکر و … بیرون می آمد، مملکت حداقل ۸ ماه به آشوب کشیده شد، بعد چون کاندیدای ما رأی آورده، هیچ نگوییم؟
من که نمی توانم، در مقابل این همه ندانم کاری ساکت بنشینم.

مجازات مفسد اقتصادی از دیدگاه امام علی ع

۱- ۳۵ ضربه شلاق در روز جمعه در ملا عام.

۲- گرداندن در بازار و معرفی به نام مفسد اقتصادی

۳- مصادره اموال و بر گرداندن آنها به صاحبان اصلی.

۴- ابن هرمه در زندان میماند و امر بر او مشکل گرفته میشود .

۵- پای اورا در زندان ببندتا نتواند راه برود وفقط در لحظات نماز او را باز نما .

۶- نگذار کسی با او ملاقات کند و برای او غذا و لباس و نوشیدنی و فرش برای او ببرد .

۷- هر کس به ابن هرمه راه فراری یاد داد او را نیز در بند کن تا توبه کند .

۸- ابن هرمه حق داشتن وکیل ندارد.

۹- ابن هرمه تا جایی که با خطر مرگ مواجه نشود حق هوا خوری در حیاط زندان را ندارد.

۱۰- بعد از گذشت یک ماه اگر دیدی طاقت دارد ۳۵ ضربه شلاق دیگر به او بزن .

مرگ

در میان خانواده‌اش افتاده، با چشم خود می‌بیند و با گوش می‌شنود و با عقل درست می‌اندیشد که عمرش را چطور تباه کرده و روزگارش را چگونه سپری؟
به یاد ثروت‌هایی که جمع کرده می‌افتد.
همان ثروت‏هایی که در جمع‌آوری آنها چشم بر هم گذاشته و از حلال و حرام و شبهه‌ناک گرد آورده!
تا آن‌که گوشش مانند زبانش از کار می‌افتد.
در میان خانواده‌اش افتاده، نه می‌تواند سخن بگوید و نه با گوش بشنود.
پیوسته به صورت آنها نگاه می‌کند و حرکات زبانشان را می‌بیند اما صدای کلمات آنان را نمی‌شنود.
مرگ تمام وجودش را فرا می‌گیرد.
چشمش نیز مانند گوشش از کار می‌افتد و روح از بدن او خارج می‌شود.
چون مرداری در بین خانواده‌ی خویش بر زمین می‌ماند که از نشستن در کنار او وحشت دارند.
سپس او را به سوی منزلگاهش در درون زمین می‌برند و به دست عملش می‌سپارند و برای همیشه از دیدارش چشم می‌پوشند …!

.: نهج ‏البلاغه – بخش‌هایی از خطبه‏‌ی ۱۰۹

به نقل از وبلاگ صفحات خط خطی