پوست در بازی

چند روز پیش در مسیر رفتن به دیدار دوستی، داشتم اپیزود «پوست در بازی» از پادکست «بی پلاس» را گوش می‌کردم. وقتی رسیدم اتفاقا کتاب «پوست در بازی» روی میزش بود. ازش پرسیدم اگر الان در حال مطالعه‌ش نیست، امانت بگیرمش و گرفتم. خیلی اتفاق جالبی بود. حالا اینجا جملات و نکاتی از کتاب که به نظرم جالب می‌آمدند را یادداشت کرده‌ام که می‌بینید.

به خواندن ادامه دهید

همه چیز در آمریکا عالی است!!

در مورد تعصب در جلساتی گفته بودم قبلاً، این جلسات ادامه یافت. اما در ادامه این جلسات نکات دیگری بر ما متعصبین خشک مغز مشکوف شد که تا به حال نشده بود.

موضوعی مطرح شد که مثلاً در آمریکا در مورد مارکس از لحاظ روان‌شناختی تحقیقاتی انجام شده و به این نتیجه رسیده‌اند که ایشان به فلان سندرم روانی دچار بوده‌اند که نتیجه‌اش شده مارکسیسم، یا حداقل این سندرم موجب گرایش به چنین ایسمی شده.

من گفتم البته چون شخص خاصی مطرح است این احتمال وجود دارد که این تحقیق جهت‌دار بوده باشد که ناگهان دوستان برآشفتند که این چه حرفی است و چه سخن سخیفی و . . . در ینگه دنیا وقتی بحثی در فضای آکادمیک مطرح شد مطلقاً آکادمیک است و هیچ اگر و امایی برنمی‌تابد. عجب!!! به خواندن ادامه دهید

تعصب؟!!

در جمعی از دوستان جدید و قدیم با تفکرات متفاوت، پیشنهاد شد که طی جلسه‌ای منظم به مطالعه کتابی بپردازیم. دو کتاب قرآن و مثنوی مورد نظر جمع بود و قرار شد بررسی کنیم که کدام را مطالعه کنیم.
طرفداران مثنوی، استدلاتی کردند و طرفداران قرآن نیز. اتفاقاً این استدلالها بسیار مشابه بودند و این را هر دو طرف اذعان داشتند. هر دلیلی که گروهی بیان می‌کرد، گروه دیگر نیز آن را برای کتاب مورد نظر خود بیان می‌داشت. به خواندن ادامه دهید